مربیان و کارکنان کانون، زیرمجموعه ی وزارت آموزش و پرورش، همان هایی که سال هاست با عشق کودکان این سرزمین را به کتاب و هنر و اندیشه پیوند می زنند، حالا در وضعیتی زندگی می کنند که نماد آشکار یک بی عدالتی مزمن است. دریافتی ناچیز 14 _ 15 میلیون تومان - در شرایطی که هزینه های زندگی سر به فلک کشیده - نه تنها کفاف زندگی آبرومند را نمی دهد، بلکه کرامت انسانی آنان را هم نشانه گرفته است.

به گزارش سفیرملت،چند نفر از ما اولین کتاب جدی زندگیمان را از کانون پررش فکری گرفتیم؟
چند نفرمان نخستین بار نام نویسنده ای را همان جا شنیدیم و مزه ی خیال پردازی را در آن کتابخانه های کوچک چشیدیم؟

کانون، هرگز فقط یک نهاد فرهنگی نبوده است؛ کانون، حافظه ی جمعی یک ملت بوده و هست.

اما امروز این نهاد قدیمی با بیش از نیم قرن خدمت ارزشمند، به سایه ای از گذشته اش بدل شده است.

همه از اهمیت کار فرهنگی برای نسل جدید سخن می گویند، از ضرورت مقابله با بحران های اخلاقی و اجتماعی هشدار می دهند، اما کانونی که باید خط مقدم این میدان باشد، در حاشیه ای تاریک و پرغبار رها شده است.

مربیان و کارکنان کانون، زیرمجموعه ی وزارت آموزش و پرورش، همان هایی که سال هاست با عشق کودکان این سرزمین را به کتاب و هنر و اندیشه پیوند می زنند، حالا در وضعیتی زندگی می کنند که نماد آشکار یک بی عدالتی مزمن است. دریافتی ناچیز 14 _ 15 میلیون تومان – در شرایطی که هزینه های زندگی سر به فلک کشیده – نه تنها کفاف زندگی آبرومند را نمی دهد، بلکه کرامت انسانی آنان را هم نشانه گرفته است.

چه کسی پاسخ گوست وقتی مربی ای که باید الهام پخش کودک باشد، ناچار است دغدغه ی اجاره ی خانه، نان شب و شهریه ی مدرسه ی فرزندش را به دوش بکشد؟ چگونه می توان انتظار داشت کارمند یا مربی دلسرد و خسته، با شور و انگیزه در محل کار حاضر شود و چراغ امید در دل کودکی روشن کند؟

این بی توجهی آشکار، فقط مشکل یک قشر شاغل نیست؛ زخمی عمیق است بر آینده ی ما. کانون، اگر کارکنانش بی انگیزه شوند، چیزی جز یک اسکلت خالی از روح و جان نخواهد بود. جامعه ای که به پرورش دهندگان نسل فردا بی اعتناست، در حقیقت آینده ی خودش را می فروشد.

امروز وقت شعار و تعارف نیست. وقت آن است مسئولان فرهنگی کشور از پشت میزهایشان بیرون بیایند و صدای مربیان و کارکنان کانون را بشنوند. فردا اگر چراغ کانون خاموش شود، نه کتابی شوقی می آورد، نه کودکی رویایی می پرورد. آن وقت، سکوت کلاس ها بلندترین فریاد این بی عدالتی خواهد بود.

  • نویسنده : علی خانمرادی