سفیر ملت/ انتهای خیابان آذر ، پایان کوچه نهم و ابتداوی گذرگاه دهم

به گزارش سفیر ملت ؛ قرار عاشقانه پا ییز و زمستان در اوج عشق و آراستگی و شور وشیدایی با مخملی از سبزه و سعادت به نام یلدا بر پا است.

قراری طولانی به بلندای دیدار یک دوست ،
شبی با تحفه باران و بازی برگ و برف و بخت و بهروزی.

دراین بساط باشکوه ، یک پرستو با نوای نور و نغمه نشاط جا مه جدایی پو شیده و پرنده پاک دیگر رنگ رجعت و چتر حکامه به منقار گرفته و عزم انتقال به ایستگاه عا شقی کرده است.

دراین شور و شعف ایرانی رسم رفاقت ، قانون هجرت ، فصل گفت و گو و مسیر مهربانی ، ایام عروج و سُفره سَفَر و فرش حذر جلوه آرایی میکنند.

پاییز با چمدانی از برگهای زرد و نارنجی خود ایستاده و فعل رفتن صرف میکند و زمستان با رُخساره ای سرد و انبانی پر از یخ و بافه ای به رنگ برف عزم فرود کرده است .

آئین فراز و فرود دو فصل از فضل خدا تودیع و تکریم میشوند .

دراین آیین عبرت آور ، فصل خزان با طولانی ترین شب ، تفخر می فروشد و موسم باران و بوران یخ می پراکند و برف بربام می ریزد.

دراین رایحه رستگاری پیران پرچم مهر میفرازند و بُرنا یان به میهما نی مفتخر میشوند.

آری: دربزم یلدای ایرانیان عزیز ” انار ” دهن باز میکند و دانه دوستی می کارد ، سیب سماء می بازد، پرتقال بذل شهد کرده و هندوانه نیز دل به دوست می نما یا ند.

آجیل عزم آسمان میکند و پسته پر وا نموده و مشغول پرواز بربام احساس و افاده خود است.

کدو با کدورت لَم زده و فندق هم برگ فنادر بر دارد.
بادام نیز بال باز کرده و برفراز درخت چنار جا خوش کرده است .
نُقل نَقل مجلس شده وشیرینی شامه را شاد میکند. عفریت نداری نجابت سفره های ایرانی را به تاراج برده و نشاط و شادمانه هارا درسایه سنگین اندوه و دلنگرانی پدرهای پکر ومادرهای محزون قرار داده است .نفرین بر تاراج گران غم گستر

اما خدا گویا دلتنگ پائیز است ودرفکر عروس فصول.
مام میهن نیز

کاسه ای آب میریز د پشت پای پاییز و آئین جا بجایی فصلها پایان میبابد با این پیام که تو تمام میشوی هرچند طولا نی باشی و او می آید هرچند از تو کوتاهترباشد و همه چیز میگذرد اگر من وتو باهم باشیم.

عمرتان یلدایی وعشقتون آسمانی باد .

  • نویسنده : سیدحرمت الله موسوی مقدم